|
|
|
|
|
بی شک اینگونه سریع به روز کردن از تنبلی مثل من بسیار بعید می نماید اما مطلبی ست که مدتها فکر مرا مشغول کرده. گفتم با شما در میان بگذارم . انتخاب اسم آلبوم در کشور عزیزمان ایران حالت های مختلفی دارد . در اکثر موارد اسم آلبوم اسم یکی از ترانه های آلبوم است که در موارد ارزشی تر اسم آلبوم اسم ترانه ای ست که از نظر کلام ، ملودی ، تنظیم و چفت شدن ملودی و ترانه با صدای خواننده در سطح بالاتری نسبت به بقیه ی ترانه های آلبوم باشد و در موارد بازاری تر اسم آلبوم اسم ترانه ای ست که خواننده یا آهنگساز یا تهیه کننده ( و یا هرکس دیگری ) حس می کند که آن ترانه بیشتر گل می کند و صدای دوبس دوبسش بیشتر در گوش خیابان ها می پیچد و یا اسم آن ترانه اسم باحالی باشد که هرکسی با دیدن اسم آن برای خریدن کاست تحریک شود . اسم هایی مثل «خودکشی» ، «تف به مرامت عوضی» ، «حالیته» و جدیدا «پسرم» و یقینا در آینده « تف به ذات پدر پدرسوخته ت ، شوهر عمه » . بگذریم . در اینگونه موارد اسم آلبوم هیچ وقت ما را به تفکری درباره ی چگونگی ساختار آلبوم وا نمی دارد زیرا خود می دانیم که اسم یکی از ترانه های آلبوم است و تنها به این فکر می افتیم که آن ترانه را با دقت بیشتری گوش کنیم یا کلیپ آن را با دقت بیشتری ببینیم . اما مسئله ی اصلی بحث من از جایی آغاز می شود که اسم آلبوم اسم هیچکدام از ترانه ها نباشد . بی شک اینگونه نامگذاری هر مخاطبی را به تفکر وا می دارد بنابراین نام آلبوم باید ارتباطی محکم با ترانه های آلبوم داشته باشد . در اینگونه آلبوم ها یا ترانه ها را بر اساس نام آلبوم می نویسند ، یا نام آلبوم به شکلی انتخاب می شود که ترانه ها را به یکدیگر چفت می کند و روایتی که ترانه ها به وسیله ی آن به دنبال بیان تفکری هستند توسط این نامگذاری محکم می شود .
طی این مدتی که آلبوم مانیفست به بازار عرضه شده خیلی با خودم کلنجار رفتم تا ارتباط این نام را با ترانه های این آلبوم را پیدا کنم . پیش از اینکه این آلبوم پخش شود مهرداد آسمانی در مصاحبه ای تلویزیونی در شبکه ی جام جم هنگامی که منصور سپهربند پرسید : « منظور شما از اسم این آلبوم کدام معنی کلمه ی manifest بوده » جواب داد : « ترانه های این آلبوم به شکلی سروده شده اند که تمام معانی کلمه ی manifest درجای جای این آلبوم وجود داشته باشد . » در فرهنگ معاصر انگلیسی_فارسی از دکتر محمدرضا باطنی تدوین شده در واحد پژوهش فرهنگ معاصر در صفحه ی 571 معانی کلمه ی manifest به این صورت آمده است . 1- آشکار ، روشن ، هویدا 2- اظهارنامه ، بیانیه 3- نشان دادن ، آشکار کردن جا دارد نگاهی هم به موضوع ترانه های این آلبوم هم داشته باشیم 1- بیزاری یک زن از مرد خود 2- تقاضای نجات از یک « تو » 3- با ارزش بودن عشق 4- حسرتی که چرا از « تو » برنگشتم 5- خوب بودنِ هرچیزی که از « تو » باشد 6- تحولاتی که با « تو » در من صورت می گیرد 7- دعوت به آفتابی شدن 8- دیدگاهی درباره ی وطن
به شخصه هرچه با خودم کلنجار رفتم ارتباطی بین ترانه ها و آن معانی پیدا نکردم ( لازم به ذکر است از IQ بالایی برخودار نیستم و در این مورد محتاج کامنت های شما هستم ) . گذشته از این با دانستن این که ترانه های «سنگر بی سنگ» ، «غزل شیشه ای» و «خوب خوب» مدت ها پیش بحث به وجود آمدن این آلبوم سروده شده اند این گفته ی مهرداد آسمانی که : « ترانه های این آلبوم به شکلی سروده شده اند که تمام معانی کلمه ی manifest درجای جای این آلبوم وجود داشته باشد . » جالب به نظر نمی آید . جالب تر اینکه در مصاحبه ای که چندی پیش منصور سپهربند در تلویزیون جام جم با شهیار قنبری داشت شهیار قنبری در مورد نام این آلبوم گفت : «درآغاز قرار شد کار دیگری برای خانم گوگوش درست کنیم . من خودم را در فضایی که باید قرار می گرفتم قرار دادم . یعنی یک خط ذهنی برای خودم تعیین کردم که باید در مدت کوتاهی به چند کار تازه برسم . هر کاری که تمام می شد با گوگوش و مهرداد در میان می گذاشتم و بعد از آن جدا می شدم . و فصله می گرفتم و می پرداختم به کار بعدی که 12-13 کار آماده شد که 8 تا رسید به این آلبوم و چند کار را شاید برای کار بعدی کنار گذاشته ام و بعد در نشستی که با همکاران داشتیم از آنها خواستم که نامهایی که مورد نظر من بود را به ترتیب اهمیت انتخاب کنند اما در میانه ی راه به مانیفست رسیدم که پذیرفته شد . » . که نشان می دهد ابتدا ترانه ها سروده شده و سپس این نام انتخاب شده است و این با گفته های مهرداد آسمانی تناقض دارد . علاوه بر این اگر فرض کنیم که تمام ترانه های این آلبوم به نوعی یک بیانیه بود ( که خیلی خوشحالم که نیست . زیرا به شخصه هنر را بسیار مقدس تر از تریبونی برای بیانیه صادر کردن و فتوا دادن می دانم . ) ، چرا «مانیفست» ؟ و چرا «بیانیه» نه ؟ آیا تنها برای اینکه نام آلبوم یک کلمه ی غیر فارسی باشد تا جدیدتر به نظر بیاید یا کارکردی دیگر دارد؟ ( این فقط یک سوال است ) آیا غیر از این است که اکثریت مخاطبان این آلبوم که در ایران زندگی می کنند روزانه در تلویزیون و مطبوعات با کلمه ی «بیانیه» روبرو هستند و نه «manifest» ؟ به هر حال این مطلبی بود که مدتی ست روی اعصابم پیاده روی می کند . امیدوارم با یاری شما بتوانم راه به جایی ببرم . ناگفته نماند که آلبوم های «روزهای بی خاطره» ، «شکوفه های کویری» و «قصه ناتمام» که در سال های اخیر به بازار آمده اند هم مشمول این صحبت ها می شوند اما از آنجا که manifest یک کار گروهی ست از گروهی که 2 آلبوم دیگر هم با هم کار کرده اند ، انتظار دیگری از نامگذاری این آلبوم داشتم . |
||
|
|
|
|
کسی که گریه می کند یک غم دارد و کسی که می خندد هزار غم و کسی که می خنداند ... هنوز از شب جمعه های بچگی ام چشم های خیره ی اهل خانه به تلویزیون را یادم می آید . «فینال فینالیست ها» ، « از کی بپرسم؟ » و ... . هنوز صبح های جمعه نون و پنیر و کره و آقای دست و دلباز را کنار رادیوی کهنه از یاد نبرده ام . خندید و خندیدیم تا ... همین کوچه ی اقاقیا . جعبه ی جادو ، این فرزند ناخلف یتیم شد . جعبه ای که اولین برنامه اش با زحمات او و تصویر سیاه و سفیدش آغاز شد و اکنون راه به نا کجا می برد . جعبه ی جادویی که اگر دست جادوگران نمی افتاد می توانست ... بی خیال ! رمق اعتراض و طعنه و اینها نمانده . حالا دیگر تو نیستی و من با ترس و لرز جای تو نشستم و می پرسم : - آقای شماره ی 1 ، منوچهر نوذری از کی بپرسم ؟ - از خودم - معدن لبخند ایران در چه سالی و در کجا کشف شد ؟ - ... . . . . منوچهر نوذری فعالیت خود را در هفده سالگی از دوبله آغاز کرد . همچنین در زمینه سینما به عنوان دستیار فنی فعالیت می کرد . وی در فیلم های لاله ی آتشین ، امير ارسلان نامدار، گوهر شب چراغ و غروب بت پرستان بازی کرد و فیلم هایی چون : ايوالله، خيلی هم ممنون و خيالاتی نیز به کارگردانی وی ساخته شد . . پس از انقلای فعالیت هنری وی به یک فیلم سینمایی ( چند می گیری گریه کنی ؟ ) و چند سریال و مسابقه ی تلویزیونی و کار در رادیو محدود شد .و سرانجام بدون اینکه در جشن های تلویزیونی یادی از او بشود ( بزرگداشت که سهل است ) در سن 69 سالگی نقش ابدیش را بازی کرد . این واقعه ی تلخ را به تمام جامعه ی هنری و همینطور به تمام ملت ایران تسلیت می گوییم . به همین مناسبت دوست عزیزم مهدی ایوبی ترانه ای سرود که به روح پاک وی تقدیم می شود .
مردِ مومِن به تبسُّم ! با احترام به منوچهر نوذری ... مردِ مومن به تبسّم ، با توام ! آقایِ لبخند ! نیستی و بی توُ رو لبها ، خالی مونده جایِ لبخند ! رفتی و قه قهه هاتوُ با خودِت برداشتی بُردی ! ایندَفه به جایِ خنده ، اشکِمونوُ در آوُردی !
نیستی و کم داره گِریَم ، سَرپناهِ خنده هاتوٌ !
تو بگو از کی بپُرسَم ، مخفیگاهِ خنده هاتوُ ؟!
از کدوم پنجره میشه ، دوباره لَبخَندِتوُ دید ؟!
ردِّ راهی رو که رفتی ، بگو از کی میشه پُرسید ؟!
واسه تو اَشک نمی ریزم ، می دونم که خوُش نداری ... می دونم که خوُش نداری اشکمونوُ در بیاری ! دوس دارم حالا که نیستی ، راهِ اَشکاموُ بِبَندم ! دوس دارم به خاطِرِ توُ ، تا تهِ دُنیا بِخَندَم !
نیستی و کم داره گِریَم ، سَرپناهِ خنده هاتوٌ !
تو بگو از کی بپُرسَم ، مخفیگاهِ خنده هاتوُ ؟!
از کدوم پنجره میشه ، دوباره لَبخَندِتوُ دید ؟!
ردِّ راهی رو که رفتی ، بگو از کی میشه پُرسید ؟!
مهدی ایوبی
BBC persian
|
||
|
|
|
|
|
چقدر به روز کردن سخت است وقتی بدانی که با پست جدید سیلاب ناسزا و چرندیات است که به قسمت زیرین این صفحه ی سفید و سورمه ای سرازیر می شود . چه می شود کرد ؟ زندگی کردن در شهری که تعداد استادانش!!!!! از تعداد شاعرانش بیشتر است ، همین است . شهری که شناسنامه ی بزدلانش را « یک دوست » ها و « یک دوست دیگر» ها پر کرده است. چه می شود کرد ؟ همین جا از دوست عزیزم « مهدی ایوبی » که از طریق کامنت های این خانه ی نیمه خراب مورد بی احترامی قرار گرفت معذرت می خواهم . همینطور از ترانه ی اصفهان که چنین اظهار نظرهایی را به بر پیکر خود دید . این بود که رمق به روز کردن برایم نمانده بود . از طرفی بازار ترانه و موسیقی یا آنقدر کساد بود که خبر قابل ذکری پیدا نمی شد و یا خبر آنقدر جنجالی بود که نگارنده ی بدبخت حوصله ی عواقب کامنتی آن را نداشت . در این گیر و دار بود که چند روز پیش آلبومی به نام « آدم معمولی » به دستم رسید . آلبومی در فضای راک از گروهی به نام « کیوسک » . طرح اینسرت و اسم آلبوم و اسم گروه خبر از کاری متفاوت می داد . راستش چند وقتی بود که از شنیدن کار متفاوت مایوس شده بودم . اما ترانه های این آلبوم به قدری تاثیرگذار بود که برآن شدم این آلبوم را معرفی کنم و ترانه هایش را در این جا مرور کنم . ترانه سرا ، اهنگساز و خواننده ی این گروه شخصی ست به اسم « آرش » . ترانه های این آلبوم هم 1- روزمرگی 2- ترانه 3- آدم معمولی 4- تقصیر من بود 5- زوربای ملایری 6- صبح شد 7- ای داد از عشق 8- قانون خم شده بلوز 9- جاده خوشبختی هستند که به واقع می توانند تاثیر شگرفی بر روند ترانه سرایی ایران بگذارند . به عقیده ی من ترانه های این آلبوم نسبت به دیگر آلبوم های راک چند سال گذشته چند امتیاز دارد . نخستین چیزی که شنیدن این ترانه ها به ذهن ما می رساند یک دستی تفکر در این آلبوم است . با وجود تمام اشکالات فنی از قبیل قافیه باختن ، ضعف های زبانی و ضعف تالیف ها ، اتفاقاتی که اکثرا در فرم این ترانه ها می افتد بی سابقه بوده است . ترانه سرا با استفاده از اصطلاحاتی که این روزها با آن ها در رسانه ها و به خصوص مطبوعات سر و کار داریم ترانه ی خود را به سطح زندگی روزمره ی یک ایرانی می آورد و با زبان به شدت محاوره با او ازدردهای او می گوید . طعنه ای که در اکثر ترانه ها به چشم می خورد با لحن تمسخرآمیز و پوزخند زدن خواننده همراه می شود و طنز گزنده ای را به وجود می آورد . اینجا و اونجات مصنوعی ، چشمات به رنگ لنزه مقصد دیگه مهم نیست ( وقتی ) طرف سوار بنزه یا تابستونا مارماریس ، زمستونا لب پیست زندگی بقیه ، اصلا برام مهم نیست باید دانست که شاعرانگی زیادی در ترانه های این آلبوم به چشم نمی حورد اما این ترانه ها نگاه ساده اما متفاوت یک آدم معمولی ست به جامعه ی خویش . یک شهروند درجه 2 که نه فلان فیلم را دیده نه فلان بازیگر را می شناسد . نه آنقدر عاشق است که حسادت مخاطب را برانگیزد ( آخه تو این دوره زمونه هیچکس به اندازه ی ترانه های ما عاشق نیس . حتی خودمون!!! ) نه در مورد جامعه با روشنفکری غلیظ صحبت می کند . او حتی آرزو نمی کند که تافته ی جدا بافته ای باشد . تنها می خواهد یک آدم معمولی باشد . از این رو در کنار اکثریت جامعه ی ما قرار می گیرد . در کنار آدم هایی که بین هفتاد میلیون نفر گم شده اند . آدم هایی کاملا معمولی . معمولی ِمعمولی . سه ترانه از این آلبوم را با هم می خوانیم (Track-04) تقصیر من بود اگه یه جایی جنگ شد ، دست کسی تنگ شد عوام زدگی سیاسی ، شکست دیپلماسی تقصیر من بود ( وضع ترافیک ) تقصیر من بود ( آلودگی های زیست محیطی ) تقصیر من بود ( سقوط هواپسمای مسافربری ) تقصیر من بود ( بالا رفتن نرخ تورم ) تقصیر من بود ( خیلی ببخشید نمی دونم از کی باید عذر بخوام ) تقصیر من بود (Track-03) آدم معمولی من اون فيلمو نديدم من اون شعرو نخوندم دوست دارم خودم باشم خودم باشم خودم باشم (Track-08) قانون خم شده بلوز توقف ممنوعه نمی شه وایسی با وجود تمام اشکالات این آلبوم تکانی بود که بر بازار ترانه های این چند ماه اخیر وارد شد . ترانه هایی که در بعضی موارد با وجود قدرت زیاد بوی کهنه گی می داد . این آلبوم نوعی نگاه کردن متفاوت و بیان متفاوت را به ترانه ی نوین هدیه داد که شاید تا قبل کمتر با آن روبرو بودیم . منتظر این هستیم که ترانه سرای این آلبوم با آشنایی بیشتر با قواعد زبان و قواعد کلاسیک ترانه ی فارسی ترانه ی خود را از این لحاظ هم به حد اعلا برساند . همچنین منتظر کلیپ های این گروه هستیم که مطمئنا به اندازه ی خود آلبوم جای بحث دارد . به هر حال شنیدن این آلبوم را به همه پیشنهاد می کنم . تا چندی دیگر با یک بحث تحقیقی به روز خواهم شد . |
||