تبليغاتX
تــحــت تـعــقــــــیـــب
به من چه کوچه باغ شعر سهراب و خیلیای دیگه

کشف دو سری فرمول مهم توسط من

 

***********************

 

 

۱ )

 

بعد از بازبینی آثار زیاد و کنکاش بر روی آنها اینجانب فرمولی را برای ساخت یک سریال به منظور پخش در ماه رمضان کشف کردم . لازم به ذکر است که از این پس تمام کارگردانان می توانند برای ساخت سریال های رمضانی در سال های آینده ، با ذکر منبع ، از این فرمول استفاده کنند .

 

الف ) یک سری آدم خوبِ بی پول در تقابل با یک سری آدم بدِ پولدار قرار می گیرند .

 

نکته : می توان گاهی از شخصیت های خوبِ پولدار هم استفاده کرد اما شخصیت های بد به هیچ وجه نمی توانند بی پول باشند .

 

ب ) حتما باید یکی دو شخصیت کمدی در این سریال ها جای داشته باشند . بهتر این است که یکی از میان خوب ها و یکی از میان بد ها شخصیت کمدی داشته باشند .

 

ج ) در قسمت های هیجدهم ، نوزدهم ، بیستم و بیست و یکم باید به شکلی این شخصیت های کمدی به طور موقت از فیلمنامه حذف شوند .

 

د ) در قسمت های بیست و نهم یا سی ام  دو حالت دارد :

 

1- آدم های بد پولدار متحول می شوند و تحت تاثیر زندگی با صفای آدم های خوبِ بی پول می فهمند که همه چیز پول نیست و بدون پول هم می توان خوشبخت بود و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود .

 

2- آدم های بد پولدار متحول نمی شوند و به سزای اعمالشان می رسند .

 

نکته : این که آدم های بد ، پولدار بمانند یا بی پول شوند و این که آدم های خوب پولدار بشوند یا بی پول بمانند به انتخاب کارگردان می باشد . 

 

هـ ) به رسم همیشه ی سریال ها ( چه رمضانی و چه غیر رمضانی ) باید یکی دو تا وصلت در این سریال سر بگیرد .

 

و ) انتخاب بازیگران به سلیقه ی کارگردان می باشد و در این قسمت هیچ گونه فرمول و اجباری وجود ندارد .

 

ز ) در تیتراژ سریال حتما باید یک ترانه خوانده شود . صد البته ارجحیت این است که ترانه را "علی معلم" سروده باشد و "مجید اخشابی" اجرا کرده باشد .  هرچه در ترانه از واژه های عربی و واژه های متون قدیم- به خصوص تاریخ بیهقی- بیشتر استفاده شده باشد و هرچه ترانه به موضوع سریال بی ربط تر باشد و هرچه "مجید اخشابی " ترانه را مبهم تر اجرا کرده باشد ، تیتراژ از ارزش هنری بیشتری برخوردار است .

 

لازم به ذکر است ، با کشف این فرمول اتفاق بزرگی در تاریخ سریال سازی این مملکت افتاد . از این پس هرچه سریال ها به این فرمول نزدیک تر باشند با ارزش ترند و در غیر این صورت ارزش هنری ندارند

 

***********************

 

2 )  

 

مدت ها بود وبلاگی را مطالعه می کردم و خیال می کردم که این وبلاگ یک وبلاگ طنز است و به عنوان تنها وبلاگ طنزنویس ترانه فعالیت می کند . اما چندی پیش متوجه شدم که این وبلاگ ، وبلاگ رسمی هواداران یکی از ترانه سرایان است . من که عاشق مطالب خنده دارم ، همیشه به این وبلاگ سر میزدم و چند روز پیش در بخش کامنت های این وبلاگ ، کامنتی را از سوی مدیر وبلاگ دیدم که من را بر آن داشت که یک فرمول دیگر را طرح ریزی کنم . ابتدا قسمتی از ان کامنت را می خوانیم :

 

چهارم اینکه شک نکن که ایرج جنتی عطایی ما را آزار می دهد آن هم نه به دلیلی که شما حدس زده ا ید که به سبب همه ی رفتارهایی که از ایشان انتظار نمی رفت اما متاسفانه در این سال ها شاهدش بودیم ...شاهد بی تاریخ منتشر کردن ترانه ها...شاهد حرف های خاله زنک بازی ایرج با آقای علیشری و دیگرانی چون او...شاهد انتشار کتابی از گفت و گوی ایشان پر از حرف های متناقض ....شاهد میدان دادن ایشان به یک مشت جوجه مکتبی تازه به دوران رسیده...شاهد همه ی این رفتارها که اصلن از ایرج ترانه سرای متعهد و مبارز تبعیدی انتظار نمی رفت

این را شما شاید خودخواهی و انحراف تعبیر کنید اما از دید من نامش خودخواهی نیست ...نامش غیرت است و درد

ترانه و موزیک پاپ بیست و اندی سال در مملکت ما تبعید می شود و همه ی دست اندرکارانش یا زندانی می شوند یا آواره ی جهان....که خود ایرج هم یکی از همین هاست....آنوقت بعد از بیست و اندی سال ناگهان موزیک پاپ مکتبی در ایران ظهور می کند

اگر موزیک پاپ بد بود و حرام بود و ضد اسلام بود و باید تبعید می شد پس ظهور این آقایان و خانم های ترانه سرا و آوازخوان و آهنگ سازان امروزی آنهم بعد از بیست سال به چه دلیل است....؟؟؟؟؟؟ اگر موزیک پاپ خوب بود پس چرا بهترین های این هنر را آواره ی جهان کردند.......علت همه ی مخالفت های شهیار عزیز و ما که دوستدار شاعر و دیگر یاران تبعیدیش هستیم همین است....و از دید ما هر کس به این گروه پاپ مکتبی داخل کشور بها می دهد غیرت ندارد چون اگر غیرت داشت نخست باید به فکر حق و حقوق پایمال شده و از دست رفته ی هنرمندان تبعیدی می بود و به فکر باز پس گرفتن آن ، و نه به فکر مطرح کردن خودش در این صحنه ی بی ستاره

با توجه به این سخنان ، اینجانب فرامیلی(همون جمع فرموله) را طرح ریزی کردم .

 

الف ) اگر ترانه سرا پای ترانه اش تاریخ ترانه را بنویسد ، متعهد و مبارزِ تبعیدی است .

 

 لذا به "ایرج جنتی عطایی" پیشنهاد می کنیم که پای هر ترانه اش برای محکم کاری 2 تاریخ بزند و برای یک ترانه ی 8 بیتی 2 صفحه پاورقی بنویسد و در ان خاطرات 2 روز قبل از نوشتن ترانه تا 2 روز بعد از نوشتن ترانه را تعریف کند تا بتواند مبارزتر ، و متعهد تر بشود .

 

ب ) هنرمند هرچه کمتر حرف های خاله زنکی بزند ، مبارزتر و متعهدتر است .

 

مثلا این سو و آن سو نگوید که فلانی ترانه اش را از من دزدیده و فلان واژه به نام من سند خورده و ... و یا به همکارانش با القاب مسخره (هه ، اسطوره!!! و ...) توهین نکند .

آقای " ایرج جنتی عطایی " متاسفانه شما زیاد از این حرف ها می زنید . پس مبارز و متعهد نیستید .

 

ج )  هرچه حرف های هنرمند کمتر متناقض باشد ، مبارز تر و متعهد تر است .

 

(در این مسئله ی بنده هیچ حرفی برای گفتن ندارم . تاریخ تمام حرف ها را پیش از این زده است . )

 

د ) هنرمند مبارز و متعهد نباید به هیچ کدام از ترانه سرایان تازه کار میدان بدهد ، بلکه باید هر از گاهی به تمام آن هایی که می شناسد فحش و نا سزا بدهد .  فحش های پیشنهادی عبارتند از : دزد ، پررو ، غیر آفتابی و ... . همینطور هنرمند متعهد و مبارز باید به طور نوبتی هر چند ماه یک بار به یک گروه از هوادارانش بد و بیراه بگوید و از آن ها بخواهد که وبلاگشان را جمع کنند .

 

هـ ) به دلیل اینکه موسیقی و ترانه بیست سال ممنوع بوده باید تا ابد ممنوع بماند .

 

و ) بعد از انقلاب هرکس یک بیت ترانه نوشت و یا یک قطعه ملودی ساخت ، بی غیرت است .

 

ز ) هرکس در ایران خواست ترانه بنویسد باید ابتدا به فکر حقوق از دست رفته ی عزیزان تبعیدی باشد و پس از آن که این حقوق باز پس گرفته شد ، شروع به نوشتن ترانه کند .

 

کشف این فرامیل لطف من به جامعه ی مبارز و متعهدِ ترانه بوده است . امیدوارم که به بهترین شکل از آن ها استفاده کنند . به هر حال مطالعه ی این وبلاگ را به همه ی دوستداران طنز و شوخی پیشنهاد می کنم .

 

***********************

+ حک شده در  چهارشنبه 1385/08/03ساعت 0:23 AM  توسط روزبه آزادی   |